عبد الرزاق اللاهيجي

11

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى )

بدان كه چون واجبات بر دو گونه است : علمى كه اعتقادات مخصوصه است و عملى كه عبادات معلومه است . و مقصود ما در اين رساله نيست مگر بيان اعتقادات . و اعتقادات تصديقاتيست نظريّه كه محتاج است بدليل ، پس لا بدّ است اوّل از شناسانيدن معنى تصديق و نظر و دليل . پس گوئيم : علم كه صورتيست حاصله از شيئى در ذهن ، اگر صورت ، حكم شيئى باشد بر شيئى ديگر ، تصديق باشد ؛ و الّا تصوّر . و در هر تصديق لا بدّ است از « محكوم عليه » و « محكوم به » . پس تعبير از او بلفظ مركّب توان كرد و آن را قضيّه گويند . و از تصوّر تنها ، تعبير به لفظ مفرد كنند ؛ و گاه به لفظ مركّب نيز كنند ليكن در حكم مفرد باشد . [ تصوّر ] و تصوّر يا كلّى بود يا جزئى : كلّى معنى واحد باشد كه بر موجودات كثيره صادق تواند آمد ، چون معنى انسان . و جزئى معنى واحد بود كه جز بر يك موجود صادق نتواند آمد ، چون معنى زيد . و آن موجودات كثيره را ، افراد آن كلّى خوانند . پس فرد ، معنى كلّى باشد كه به آن ضمّ شود معنى ديگر ، كه مجموع بر زياده از يك موجود صادق نيايد ؛ و يا بر موجودات كثيرهء كمتر از موجودات اوّلى صادق آيد : مثال اوّل زيد نظر به انسان . و مثال دوم انسان نظر به حيوان . پس فرد گاه كلّى باشد و گاه جزئى . و آن معنى را كه چون به كلّى ضمّ شود وى را جزئى گرداند ، تشخّص خوانند . چون خصوصيّت زيد ، كه بر معنى انسان ضمّ شده و او را زيد گردانيده ؛ و آن فرد را به اين اعتبار شخص گويند . پس جزئى و